آرتور شوپنهاور؛ از بزرگ‌ترین فیلسوف جهان چه چیزهایی می‌دانیم؟ + بهترین کتاب‌ها


آرتور شوپنهاور یکی از بزرگ‌ترین فیلسوف‌هایی است که تاریخ تابه‌حال دیده است و در حوزه‌های دیگری مثل اخلاق، هنر و ادبیات نفوذ بسیاری زیادی در اروپا دارد. او یک فیلسوف عجیب‌وغریب بود که هرگز ازدواج نکرد اما با نبوغش فلسفه را تحت تأثیر زیادی قرارداد و آن را دگرگون کرد.

در این مقاله از بلاگ کتابتا قصد معرفی آرتور شوپنهاور + بهترین کتاب‌های او راداریم.

داستان زندگی

آرتور شوپهنهاور در 22 فوریه 1788 در گدانسک لهستان چشم به جهان گشود. او پدری هلندی و مادری آلمانی داشت. پدر او درزمینهٔ تجارت مشغول کار بود و درآمد مناسبی هم داشت اما شوپنهاور به تجارت جذب نشد و به سمت کسب علم رفت.

درحالی‌که 17 سالش بود، با اتفاق تلخی روبرو شد؛ پدرش خودکشی کرد و بعد ازآن مادرش به‌طور ناگهانی به وایمان رفت.

مادر او خود درزمینهٔ نویسندگی فعالیت می‌کرد اما اصلاً از بچه و کودک خوشش نمی‌آمد و به همین دلیل شوپنهاور را رها کرده و به سراغ زندگی‌اش رفت. این به خاطر این بود که خودش در کودکی هرگز طعم مادر داشتن را نچشیده بود و همین باعث تأثیر بر روی عقاید او شده بود.

آرتور شوپنهاور

هنگامی که مادرش قصد داشت دوباره ازدواج کند مخالفت شدیدی می‌کرد و اجازه نمی‌داد؛ این اتفاق باعث ایجاد یک طرز فکر خاص راجع به زنان در او شد که بعدها آن را در کتاب‌هایش انعکاس داد.

بعد از مدتی آن‌ها روابط نسبتاً مناسبی باهم داشتند اما به دلیل برخی اتفاقات، دوباره مشکلات آنان باهم شروع شد و سرانجام به‌طور کامل از هم جدا شدند.

تحصیل

او در ابتدا در دانشگاه به تحصیل در رشته طب مشغول شد اما پس از مدتی به سراغ علوم طبیعی رفت.

در سال 1813 با نوشتن خلاقانه رساله فلسفی «بنا» توانست مدرک دکتری را از این دانشگاه دریافت کند.

او ازلحاظ مالی مشکلی نداشت به همین دلیل نیازی به کار زیاد نمی‌دید؛ اما ازآنجایی‌که میل زیادی به شهرت داشت تصمیم گرفت اقداماتی انجام دهد.

او ابتدا به سراغ معلمی رفت اما به دلیل عدم کسب موفقیت، آن را کنار گذاشت.

در سال 1818 و درحالی‌که 30 سال سن داشت، اولین کتاب خودش بانام «جهان اراده و نمایش است» را نوشت اما با استقبال مناسبی روبرو نشد و به همین دلیل دچار ناراحتی شد.

پس از 16 سال از انتشار این کتاب، او متوجه شد که نه‌تنها کسی کتاب او را مطالعه نمی‌کند، بلکه از آن به‌عنوان کاغذ باطله استفاده می‌کنند.

آرتور شوپنهاور

شخصیت عجیب

آرتور شوپنهاور شخصیت عجیب‌وغریبی داشت و تقریباً دارای طبیعتی عصبی بود. او اصلاً به ازدواج علاقه‌ای نداشت و به همین دلیل هم هرگز به‌طرف آن نرفت و تا آخر عمر مجرد ماند.

او بعدها چندین کتاب دیگر نیز نوشت که ارزش زیادی به کتاب قبلش اضافه نمی‌کردند.

در آخرین سال‌های زندگی کم‌کم درحال رسیدن به شهرت بود و سرانجام بعد از مرگ، توسط افراد زیادی شناخته می‌شد.

او به‌وسیله گوته و هگل، که هردو از نویسندگان و فیلسوفان بزرگ آن زمان بودند، با یک هندو آشنا شد و پس از مدتی تفکر و تأمل عمیق روی آئین بودائی، به آن ایمان پیدا کرد.

در سال 1822 اورا برای استادیاری به دانشگاه برلین دعوت کردند اما او در اتفاقی غیرمنتظره تصمیم گرفت هگل را به‌عنوان مدرس انتخاب کند؛ با این کار دانشجویان در کلاس او شرکت نکردند و همین باعث ناراحتی او شد و استعفا داد.

ازدواج

همان‌طور که در بالا نیز اشاره شد، او هیچ علاقه‌ای به ازدواج و متأهل بودن نداشت و می‌گفت کسانی که مسئولیت ازدواج را قبول می‌کنند احمق هستند.

او در 27 سال پایانی زندگی به‌شدت سخت کار می‌کرد؛ ساعت 7 صبح بیدار می‌شد و بدون اینکه چیزی بنوشد یا بخورد، تا کله ظهر مشغول به نوشتن می‌شد. بعدازآن هم برای لذت و تفریح به فلوت زنی مشغول می‌شد و سپس به یک هتل گرانقفیمت در هتل فرانکفورت می‌رفت و خودش را مهمان می‌کرد.

غذا خوردن او در اکثر موارد بسیار طول می‌کشید به همین دلیل سعی می‌کرد همیشه تنهایی غذا بخورد؛ اما گاهی نیز با افراد فرهیخته و نظامی هم‌غذا می‌شد.

او در طول روز با هیچ‌کس حرف نمی‌زد و حتی تا زمانی که نیاز نبود از اتاقش بیرون نمی‌آمد و در راس ساعت 10 به رخت خواب می‌رفت.

آرتور شوپنهاور به بسیاری از فیلسوفان توهین و اهانت می‌کرد و شخصیت عصبی و تندخو داشت؛ به همین دلیل وکیلی استخدام کرد تا نسبت به حد مجاز توهین آگاهی داشته باشد و از حد مجاز که جرم تلقی می‌شود فراتر نرود.

نظرات دیگران

نیچه می‌گوید که او در زندگی بسیار تنها بود و تقریباً هیچ دوستی نداشت و او به دلیل طرز فکر مخالفی که با متفکرین آلمانی داشت، آنان را به‌شدت آزار می‌داد.

طرز فکر آرتور شوینهاور

آرتور شوپنهاور در زندگی اعتقاد داشت که نه روح وجود دارد نه ماده،

بلکه باید به جهان موجودی که در آن زندگی می‌کنیم اهمیت دهیم.

او اکثر فلاسفه‌ای که در زمان خودش وجود داشت را مسخره می‌کرد و

عقیده‌اش این بود که هرگز نباید فلسفه را جملات سخت و پیچیده درگیر کرد زیرا

این چیزی است هر فردی و در هر سنی باید آن را به‌سادگی درک کند.

او درجایی دیگر می‌گوید که «ما به‌عنوان یک انسان، باید راجع به چیزهایی که درحال حاضر وجود دارد و

همیشه می‌بینیم تفکر کنیم، نه چیزهایی که تا به کنون هیچ‌کس ندیده است»

مرگ

او در یک روز خوب که به نظر سالم می‌آمد، در سال 1860 و در هنگامی‌که صبحانه می‌خورد چشم از جهان فروبست.

دلیل این مرگ ناگهانی و غیرمنتظره نیز هیچ‌وقت مشخص نشد.

بهترین کتاب‌های آرتور شوپنهاور کدام اند؟

اگر به فلسفه علاقه داشته باشید، قطعاً این نویسنده بزرگ را می‌شناسید! اما اگر او را نمی‌شناسید، بازهم مشکلی نیست. کافی است یکی از کتاب‌های او را بخوانید تا

با نبوغ فوق‌العاده و بی‌نظیر او آشنا شده و یک دگرگونی فوق‌العاده را تجربه کنید.

در زیر بهترین کتاب‌های آرتور شوپنهاور را به شما معرفی می‌کنم:

1 – هنر رفتار با زنان

اولین کتابی که می‌خواهم به شما معرفی کنم «هنر رفتار با زنان» نام دارد که

به‌صورت کلی مجموعه‌ای از عقاید این نویسنده راجع به زنان است.

او در این کتاب می‌خواهد زنان را افرادی کم‌عقل و بدطینت معرفی کند و

نشان دهد که تا چه حدی نسبت به مردان در جامعه جایگاهی پایین‌تری دارند.

این کتاب یکی از هشت کتاب برتر شوینهاور است که دران عقاید تند خود را

نسبت به زنان و جامعه زنانه به‌صورت واضح و صریح بیان می‌کند؛

در ابتدا هر زنی ممکن است با خواندن دیدگاه‌های او عصبانی شود اما

پس از مدتی، درک می‌کنید که تا چه حدی حقیقت دارند!

بهترین کتاب های آرتور شوپنهاور

2 – هنر بحث‌وجدل

کتاب «هنر بحث‌وجدل» دومین کتاب فوق‌العاده‌ای است که می‌خواهیم از این نویسنده آلمانی به شما معرفی کنیم.

این کتاب شامل چندی از مقالاتی است که نویسنده در طول عمرش نوشته و پس از مرگش دورهم جمع‌آوری‌شده‌اند.

این کتاب حاصل پیگیری‌های است که یکی از دوستانش سه یا چهار سال بعد از مرگ او انجام داد و

با صحبت با مسئول مقالات، آن‌ها را جمع‌آوری و چاپ کرد.

موضوعیت کلی این کتاب راجع به جنبه‌ها و اتفاقات مختلفی است که در طول زندگی انسان رخ می‌دهد و

نویسنده به‌صورت کاملاً فلسفی به بررسی آنان می‌پردازد تا

شما به درک کاملی از آن‌ها و محیط اطرافتان برسید و آنان را عمیقاً درک کنید.

بهترین کتاب های آرتور شوپنهاور

بهترین کتاب های آرتور شوپنهاور

جمع‌بندی

آرتور شوپنهاور یکی از بزرگ‌ترین فیلسوف‌های تاریخ است که کمک زیادی به علم فلسفه کرده است.

او با آثار فوق‌العاده خود در این زمینه، کمک بسیاری به فیلسوفان و مردم امروزی می‌کند تا

جهان و محیط را بهتر شناخته و با آن تعامل بهتری داشته باشند.

اگر قصد خواندن کتاب‌های او رادارید، در ابتدا پیشنهاد می‌کنیم

به یک درک پایه از فلسفه برسید زیرا ممکن است در ابتدا با خواندن کتاب‌های او نوعی احساس گیجی به شما دست بدهد.

در این مقاله سعی کردیم به معرفی این نویسنده + بهترین کتاب‌های آرتور شوینهاور بپردازیم.

نظر شما چیست؟ به نظرتان بهترین کتاب‌های آرتور شوینهاور کدام اند؟ کدام اثر او را خوانده و دوست داشته‌اید؟ حتماً نظرتان را در کامنت‌ها بنویسید.

No comment

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *