پیشنهاد خرید کتاب زن چپ‌دست


آیا تابه‌حال کتاب زن چپ‌دست را مطالعه کرده‌اید؟ پیتر هانتکه در این اثر فوق‌العاده خودش قصد دارد بازتابی از تجارب روزمره‌ای به ما بدهد که تمامی انسان‌ها در طول روز تجربه می‌کنند و مردمی که هر چیزی را برای مدرن زندگی کردن و شاد بودن در اختیاردارند اما به دلیل پیله‌ای که به دور خودشان پیچیده‌اند هرگز نمی­توانند به این مهم دست پیدا کنند. چیز بدتری که وجود دارد این است که آنان حتی علاقه‌ای هم به رهایی از این پیله‌ها و رها شدن ندارند و این دقیقاً همان چیزی است که در تمامی کشورها و جوامع به چشم می‌خورد. پیتر هانتکه با نوشتن این اثر موفق شد برنده جایزه نوبل ادبیات شود. این کتاب به‌عنوان اجتماعی­ترین اثر هانتکه شناخته می‌شود و یکی از داستان‌های کوتاه او به شمار می‌آید.

در این مقاله از بلاگ کتابتا قصد معرفی کتاب زن چپ‌دست راداریم.

معرفی کتاب زن چپ‌دست؛ درباره این اثر چه میدانیم؟

امروزه تمامی ما در دنیایی زندگی می‌کنیم که در آن هر چیزی وجود دارد و ما می‌توانیم به‌سادگی در آن شاد و خوشحال باشیم و به‌صورت مدرن زندگی کنیم؛ اما چه می‌شود اگر بدانید که ما تنها ادای این کار را در می­آوریم و درواقع چنینی ویژگی‌هایی در درون ما وجود ندارد؟

پیتر هانتکه در کتاب زن چپ‌دست قصد دارد داستان یکسری از تجارب روزمره‌ای را که تمامی ما در طول زندگی بارها و بارها تجربه می‌کنیم را روایت کند. در کتاب زن چپ‌دست ما با یکسری خصوصیات رفتاری و شخصیتی روبر هستیم که عموم مردم جامعه را دربر می‌گیرد که تمامی‌شان از گذشته هر فرد سرچشمه می‌گیرند و برای تمامی افراد متفاوت‌اند. این ویژگی باعث می‌شوند که یکسری کنش‌ها برای افراد به وجود بیایند که معمولاً برای تمامی افراد یکسان‌اند و باعث به دست آمدن نتایج مشترکی می‌شود.

دقیقاً به همین دلیل است که ما افرادی را می‌بینیم که بااینکه در خانواده‌های کاملاً متفاوت و اصول تربیتی گوناگونی روبر شده‌اند اما بازهم نتایج مشابهی با بقیه می‌گیرند؛ یعنی سرانجام کار بسیاری از انسان‌ها با یکدیگر یکسان است.

به دلیل فراگیری فوق‌العاده‌ای که مطالب گفته‌شده در این کتاب دارد، بدون شک می‌توان آن را به‌عنوان اجتماعی‌ترین کتاب این نویسنده عنوان کرد. اثری که هر فردی آن را بخواند می‌تواند با آن ارتباط برقرار کند و نمونه‌هایی از آن را در زندگی خودش نیز ببینند.

در کتاب زن چپ‌دست ما با جامع‌ها روبرو هستیم که باوجوداینکه به همه‌چیز دسترسی دارند اما تمامی افرادی که در آن زندگی می-کنند کاملاً با یکدیگر بیگانه­اند و همیشه سعی می‌کنند تا از هم فرار کنند. در این اثر ما با دنیایی روبر و هستیم که حتی نزدیک‌ترین افراد مثل مادر و فرزند، فرزند و معلم، پدر و دختر و…نمی‌توانند با یکدیگر ارتباطات مؤثری برقرار کنند و همیشه در تنهایی رنج می‌برند. این شرایطی است که مردم به عبارتی در زندانی زندگی می‌کنند که با دستان خودشان ساخته‌اند و نه‌تنها علاقه­ای به پایان این حبس ندارند، بلکه به‌شدت برای ادامه آن مشتاق‌اند.

در دنیایی که هانتکه برای ما شرح می‌دهد تمام امکانات ازجمله ساختمان‌های سر به فلک کشیده و اسمان خراش‌ها، انجمن‌های رونش فکری و … وجود دارند اما مشکل اینجاست که این‌ها هیچ‌کدام باعث نمی‌شوند که مردم از پیله‌ای که به دور خودشان پیچیده‌اند رهایی یابند! این مردم هیچ علاقه‌ای برای رهایی از این پیله ندارند و می‌خواهند تا ابد در آن باقی بمانند. دقیقاً همان اتفاقی که امروزه برای تمام مردم سرتاسر دنیا در حال روی دادن است و افراد بسیار اندکی هستند که حاضرند از این پیله مشکل‌ساز رها شوند.

بااینکه مردم کتاب زن چپ‌دست به‌شدت از تنهایی رنج می­برند و دوست دارند که با بقیه ارتباط برقرار کنند وزندگی‌شان را تغییر کنند، اما احساسی درونی به آنان این اجازه را نمی‌دهد و در شب و زمانی که می‌خواهند بخوابند از بابت تنها بودنشان به‌نوعی خوشحال می‌شوند. کاراکترهایی که به‌شدت به یکدیگر نزدیک هستند، از هم دیگر دوری می‌کنند و حتی پدر دوست ندارد که در خانه دختر بماند. زنی که به‌تازگی شوهرش را ازدست‌داده هیچ تمایلی برای ارتباط با مردی که دوستش دارد ندارد و هر فردی به‌نوعی مردمی که در اطرافشان وجود دارندرا پس می‌زنند و دوست دارند در تنهایی‌شان باقی بمانند.

نویسنده در سرتاسر کتاب زن چپ‌دست یکسری رفتارهای غیرمعمول از شخصیت‌ها را روایت می‌کند که شاید کمتر در طول زندگی روزمره‌مان به آن دقت کرده باشیم و همین باعث می‌شود که هنگام خواندن چنین موضوعاتی نوعی احساس همزادپنداری به ما دست بدهد.

در طول این اثر نویسنده ما را بارها و بارها با ابعاد مختلف شخصیت‌های داستان آشنا می‌کند و این قضیه تا پایان ادامه دارد.

داستان این کتاب دقیقاً از زمانی شروع می­شود که ماریانا و برونو بازگشت برونو از سفر را با یکدیگر جشن می‌گیرند و بابت این اتفاق به جشن و شادی مشغول می‌شوند. در ابتدای جشن ماریانا بسیار خوشحال از بازگشت همسرش است اما در ادامه و هنگامی‌که شروع به صحبت راجع به او و شرایط سفرش می‌کند، متوجه می‌شود که او تصمیم بسیار بزرگی گرفته و قصد دارد که او را به حال خودش رها کند و برود.

ماریانا پس از شنیدن این موضوع به دشت ناراحت می‌شود و مدام در ذهنش پسربچه خردسالی که دارند تکرار می‌شود و با خودش می‌گوید که چه کسی از او حمایت خواهد کرد.

به دلیل این فشار روحی که به ماریانا وارد می­شود، او دچار نوعی پریشانی و افسردگی می‌شود که حالش را به‌شدت طولانی بد می‌کند و سختی‌ها در حال چیره شدن بر او هستند. در ادامه دوست او برای کمک به سراغ او می‌آید و سعی می‌کند با انجام یکسری کارها مقداری به ماریانا دلگرمی بدهد…

پیشنهاد خرید کتاب زن چپ‌دست

بهترین مترجم کتاب زن چپ‌دست کیست؟

کتاب زن چپ‌دست در سرتاسر دنیا محبوبیت زیادی دارد و به دلیل اینکه پیتر هانتکه به خاطر نوشتن این کتاب توانست برنده جایزه نوبل شود، نشریه‌های زیادی برای ترجمه آن دست به اقدام زدند و امروزه می‌توانید آن را در هر زبانی و در هر کتاب‌فروشی پیدا کنید.

در کشور ایران نیز این کتاب با استقبال جالبی روبرو شد و همین باعث گردید تا چند نشریه برای ترجمه آن دست به عمل بزنند که بدون شک بهترین آن توسط نشریه فرهنگ جاوید و فرخ معینی انجام‌شده است.

پیشنهاد می­کنیم برای درک کامل و فهمیدن منظور اصلی کتاب، حتماً از همین ترجمه استفاده کنید.

پیتر هانتکه کیست؟

پیتر هانتکه نویسنده مشهور اتریشی است که در 5 دسامبر 1942 به دنیا آمد. او علاوه بر نویسندگی در حوزه نمایشنامه­نویسی نیز فعالیت می‌کند. هانتکه در سال 2019 به دلیل نوشتن کتاب زن چپ‌دست توانست برنده جایزه نوبل ادبیات شود که برای هر نویسنده‌ای افتخار بزرگی به شمار می‌آید. بااینکه دریافت این جایزه از سوی او حواشی زیادی را به دنبال داشت و آکادمی نوبل از این تصمیم انتقاد کرد، اما بسیاری از افراد او را لایق این جایزه می‌دانند.

No comment

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *