پیشنهاد خرید کتاب شب‌های روشن


آیا تابه‌حال کتاب شب‌های روشن را مطالعه کرده‌اید؟ فئودور داستایوفسکی در این کتاب خودش قصد دارد یک داستان عاشقانه را برای ما روایت کند که قطعاً برای هر خواننده‌ای جذاب خواهد بود. موضوع این کتاب کاملاً بر اساس اتفاقاتی است که واقعی در زندگی خود نویسنده وجود داشته و تمام آنان را به چشم دیده است. عنوان کتاب به یکی از پدیده‌های فیزیکی جذاب زمین اشاره می‌کند که در نواحی شمال کره زمین که در نزدیکی قطب شمال قرار دارد، عرض جغرافیایی زیاد است و به همین دلیل در شب‌ها نور بسیار زیادی وجود دارد و مانند روز روشن می‌شود.

در این مقاله از بلاگ کتاب­تا قصد معرفی کتاب شب‌های روشن را داریم.

معرفی کتاب شب‌های روشن؛ درباره این اثر چه میدانیم؟

داستایوفسکی یکی از نویسنده‌هایی است که در اکثر کتاب‌هایش از خاطراتی که در طول زندگی داشته استفاده می‌کند و آنان را به شکل یک داستان به تصویر می‌کشد. خاطرات جذاب و هیجان‌انگیزی که او در طول زندگی داشته باعث شده تا زمینه‌ای برای تولید داستان‌هایش فراهم شود و او به بهترین شکل ممکن از آنان استفاده کرده است.

کتاب شب‌های روشن نیز یکی از چنین کتاب‌هایی است که بر اساس یکی از خاطرات زندگی او نوشته‌شده است؛ این اثر یک داستان عاشقانه دارد و یک رمان کوتاه به شمار می‌آید که خواندن آن می‌تواند جذابیت زیادی را برای خواننده ایجاد کند.

موضوع اصلی این کتاب راجع به وقوع یک پدیده طبیعی است که در نزدیکی قطب شمال زمین و به دلیل زیاد بودن عرض جغرافیایی شب رخ می‌دهد. در این زمان و در آن ناحیه، شب‌هایی که در همه‌جای دنیا تاریک است در آن اطراف بسیار نورانی و روشن است و انگار خورشید دیگری به آنجا می‌تابد.

شخصیت اصلی این کتاب یک جوان است که ذهن بسیار رؤیاپردازی دارد و به‌خوبی معنای تاریکی را باجان و دلش درک می‌کند. این جوان‌سال‌های زیادی است که به‌صورت تنهایی زندگی می‌کند و دیگر به این موضوع عادت کرده است. او برای اینکه بتواند مدتی را از این تنهایی به دور اشد به درون کوچه‌های شهر پترزبورگ می‌رود و در درون آنان با اجسام بی‌جان در و دول می‌کند و از غم‌هایی که در درونش وجود دارند صحبت می‌کند. او از انجام چنین کاری لذت زیادی می‌برد و حس می‌کند که دیوارها و اجسام بی‌جان خیلی بهتر از انسان‌ها می‌توانند او و مشکلاتش را درک کرده و با او همدردی کنند.

این مرد جوان در یک روز عادی دیگر که داشت به سمت خانه‌اش می‌رفت ناگهان زنی را دید که به دیوار تکیه داده و در حال گریه کردن است. زن که از حضور این مرد اطلاعی ندارد، همچنان به گریه کردن خودش ادامه می‌دهد. این مرد جوان کنجکاو شده و بِه طرف زن می‌رود و به‌صورت کاملاً اتفاقی مشغول صحبت با او می‌گردد. این صحبت مقدمات آشنایی آنان را با یکدیگر فراهم می‌سازد و آنان چند روز بعد با یکدیگر یک قرار ملاقات می‌گذارند. در طول این قرار ملاقات آنان اتفاقات مختلفی که در زندگی یکدیگر افتاده است را مرور می‌کنند و گفت‌وگویی طولانی را ادامه می‌دهند و …

فئودور داستایوفسکی که بسیاری از منتقدان او را از بهترین نویسندگان می‌دانند، این کتاب رازمانی نوشت که هنوز به سیبری نرفته بود و ازاین‌رو هنوز به بالاترین بلوغ ممکن در نویسندگی نرسیده بود. البته این نظر برای منتقدانی است که ریزبه‌ریز این اثر را بررسی کرده‌اند و قطعاً برای یک خواننده که صرفاً به دنبال یک داستان جذاب و سرگرم‌کننده است، کتاب شب‌های روشن به‌شدت لذت‌بخش خواهد بود. یک داستان کوتاه اما خواندنی که در هرلحظه آن شما احساساتتان برانگیخته می‌شود و در داستان کتاب غرق می‌شوید.

در کتاب شب‌های روشن ما با داستان مردی روبرو هستیم که تا به کنون تنهایی بوده و به‌صورت ناگهانی با زنی بسیار خوب آشنا شده است که می‌تواند با او درد و دل کرده و روزهایش را با او بگذارد. او در این مدت لذت بسیار زیادی می‌برد و به‌صورت واقعی خوشحالی را تجربه می‌کند. این اتفاق باعث می‌شود که دیگر همدم او فقط دیوارهای شهر نباشند و همین باعث روشن شدن شب‌های تاریک او می‌گردد. او الآن دیگر با تمام وجودش عاشق این زن است و بودن با او را به هر چیزی ترجیح می‌دهد.

اما داستان زمانی عجیب‌وغریب می‌شود که این زن یک شرط عجیب برای ادامه رابطه با این جوان تعیین می‌کند. او می‌گوید که: «به‌هیچ‌وجه نباید عاشق من بشوی. من می‌توانم دوست تو باشم و الآن هم هستم. ولی اصلاً نمی‌خواهم که دل‌باخته من بشوی. این خواهش من از تو است»

اگر شما به‌جای این مرد جوان بودید چه احساسی را تجربه می‌کردید؟ به نظرتان دلیل اینکه این زن چنین شرط عجیب و غیرممکنی را تعیین کرده چه چیزی می­تواند باعث و در ذهن او چه چیزی می‌گذرد؟

بهتر است پایان داستان را برایتان تعریف نکنیم تا خودتان بروید و با خواندن آن لذت ببرید. کتاب شب‌های روشن بدون شک یکی از جذاب‌ترین داستان‌های کوتاه داستایوفسکی است که هر فردی با خواندن آن می‌تواند احساساتش برانگیخته شود و برای مدتی لذت بالایی را تجربه کند.

اگر تا به کنون این اثر را مطالعه نکرده‌اید، قطعاً چیزهای زیادی را ازدست‌داده‌اید! پیشنهاد می‌کنیم همین الآن یک نسخه از این کتاب را تهیه‌کرده و با دقت بالایی به پایان برسانید تا درنهایت لذت آن را تجربه کنید.

پیشنهاد خرید کتاب شب‌های روشن

جملات زیبا کتاب شب‌های روشن

  • و شاید تقدیرش چنین بود که لحظه‌ای از عمرش را با تو همدل باشد.
  • ناگهان احساس کرده بودم که بسیار تنهایم.
  • من نمی‌توانم وقتی دلم را بر زبان‌دارم ساکت بمانم!

بهترین مترجم کتاب شب‌های روشن کیست؟

این اثر تا به کنون به زبان‌های گوناگونی ترجمه‌شده است و محبوبیت آن باعث شده که امروزه آن را در هر کتاب‌فروشی پیدا کنید.

کتاب شب‌های روشن در ایران نیز توسط چند نشریه مختلف به زبان فارسی برگردانده شده است اما اگر بخواهیم بهترین آن را به شما معرفی کنیم، قطعاً به ترجمه انتشارات ماهی و سروش حبیبی اشاره می‌کنیم که این اثر را به‌صورت بسیار روان و شیوا به زبان فارسی برگردانده‌اند. پیشنهاد می‌کنیم حتماً همین نسخه را تهیه کنید.

بدون شک ترجمه کاری است که باید توسط فردی ماهر انجام شود تا خواندن آن کتاب بسیار برای خواننده جذاب باشد. اگر دوست دارید که با خواندن این کتاب نیز کاملاً مفهومش را درک کنید، حتماً از نسخه ترجمه‌شده که در بالا پیشنهاد کردیم استفاده نمایید.

فئودور داستایوفسکی کیست؟

فئودور داستایوفسکی یکی از مشهورترین نویسنده‌های روسی است که در 30 اکتبر 1821 در شهر مسکو به دنیا آمد. پدر او به‌عنوان پزشک مشغول به کار بود و آنان مدتی بود که از کشور اوکراین به مسکو آمده بودند. بیشتر شهرت او به خاطر نوشتن کتاب فوق­العاده «ابله» است که در سال 1868 منتشر شد. نویسنده در این کتاب داستان فردی را روایت می‌کند که پس از برگشت از یک موسسه روانی از سوئیس عاشق می‌شود وزندگی‌اش دچار مشکلات گوناگونی می‌گردد. برای مطالعه توضیحات بیشتر به صفحه معرفی فئودور داستایوفسکی مراجعه کنید.

No comment

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *