ژوزه ساراماگو ،برنده جایزه نوبل و نویسنده‌ای صاحب سبک! + بهترین کتاب‌های او


ژوزه ساراماگو بهترین، مشهورترین و تأثیرگذارترین نویسنده پرتغالی قرن بیستم میلادی است که در طول زندگی‌اش رویدادهای زیادی را تجربه کرد و با اثر «کوری» برنده جایزه نوبل ادبیات نیز شد. در ادامه با معرفی این نویسنده بزرگ + بهترین کتاب‌های ژوزه ساراماگو همراه بلاگ کتابتا باشید.

داستان زندگی

ژوزه ساراماگو در ۱۶ نوامبر ۱۹۲۲ در شهر آزینهاگا کشور پرتغال چشم به جهان گشود. او خانواده‌ای کشاورز و بسیار فقیر داشت و در دهکده‌ای کوچک در شمال لیسبون بزرگ شد.

دو سال بعد و برای تحصیل با خانواده‌اش به لیسبون آمد و از همان کودکی و برای کسب امرارمعاش به مکانیکی مشغول شد؛ به دلیل مشکلات مالی، تحصیلات دبیرستانش را نیمه‌تمام گذاشت و به شغل‌های زیادی مثل: آهنگری، مکانیکی و کارگری روزمزدی مشغول شد.

مدتی بعد در روزنامه ارگان حزب کمونیست پرتغال به نویسندگی و مترجمی پرداخت و درآمدش را از این راه تأمین می‌کرد.

انتشار اولین رمان

در سال ۱۹۴۷ اولین رمان خودش بانام «کشور گناه» را تکمیل کرد اما نتوانست رضایت ناشران را جلب کند، به همین دلیل تصمیم گرفت رمان‌نویسی را کنار بگذارد.

او در سال ۱۹۸۲ کتاب «بالتازار و بلموندا» را منتشر کرد و پس از 6 سال در 1988 به زبان انگلیسی ترجمه و به‌سرعت به شهرت رسید؛ این کتاب دارای سبکی تاریخی است که راجع به انحطاط دربار پرتغال در قرن هجدهم صحبت می‌کند.

ژوزه ساراماگو به‌شدت طرفدار حزب کمونیست بود و در این زمینه فعالیت‌های زیادی انجام می‌داد و در سال 1969 نیز یکی از عضوهای فعال جنبش کمونیستی پرتغال به شمار می‌رفت.

؛ پس از انتشار اولین کتابش در 23 سالگی، به دلیل جو ضد کمونیستی که در پرتغال قالب شده بود در سکوت فرورفت و تا 50 سالگی هیچ اثری منتشر نکرد.

ژوزه ساراماگو

طبیعتاً کار کردن در جامعه‌ای که ضد کمونیست است برای او سخت بود به همین دلیل تصمیم گرفت بیشتر وقتش را با نویسندگی بگذراند و ازاین‌رو هرگز از نوشتن دست برنداشت.

روزنامه مشهور نیویورک‌تایمز در وصف این نویسنده می‌گوید: «او همان‌قدر که به خاطر داستان‌هایش شهرت دارد، با فعالیت‌های کمونیستی‌اش هم شناخته می‌شود ­»

کتاب «کوری» مشهورترین اثر ژوزه ساراماگو در ایران به شمار می‌آید که 11 بار به فارسی برگردانده شده است؛ داستان این کتاب راجع بیماری است که ناگهان تمام مردم را کور کرده و دنیا را با سفیدی می‌بینند.

این نویسنده تا زمان مرگش بیش از 20 رمان، تعداد زیادی مقاله، داستان کوتاه و شعر منتشر کرد و خدمت بزرگی به جامعه ادبی نمود.

در سال 2006 تصمیم گرفت دفتر خاطرات گذشته‌اش را منتشر کند که در آن به سختی‌های دوران کودکی و فقری که بر زندگی‌اش ساکن بود پرداخت.

سبک نوشته‌ها

ژوزه ساراماگو به‌عنوان نویسنده‌ای شناخته می‌شود که علاقه‌ای به استفاده از علائم نگارشی ندارد. گفتگو هارا پشت سر هم می‌آورد به‌طوری‌که مشخص نیست فرد گفتگوکننده دقیقاً چه کسی است. کم پیش می‌آید که یک پاراگراف را به اتمام برساند و به‌جز نقطه و ویرگول، مطلقاً از هیچ علائم نگارشی مثل علامت سؤال یا تعجب استفاده نمی‌کند. او بیشتر از جملات بسیار طولانی استفاده می‌کند که گاهی اوقات در آن‌ها زمان نیز دچار تغییر می‌شود.

آثار این نویسنده توسط بسیاری از منتقدان ادبی در رده رئالیسم جادویی قرار می‌گیرد و با اسپانیایی‌زبان‌های آمریکای لاتین مقایسه می‌شود اما به عقیده خودش در آثارش بیشتر از نویسندگانی مثل: گوگول و سروانتس تأثیر پذیرفته است.

ساراماگو به استفاده از جملات طعنه‌آمیزی شهرت دارد که ذهن مخاطب را از تخیل و حوادث تاریخی به رویدادهایی می‌برد که در واقعیت وجود دارد؛ او بیشتر طعنه‌هایش در خطاب به: مقدسات مذهبی، حکومت‌های خودکامه و نابرابری‌های اجتماعی است.

به دلیل همین طعنه‌های مذهبی و انتشار کتاب «انجیل به روایت مسیح» در سال ۱۹۹۲، وزیر پرتغال نام او را از لیست دریافت جایزه ادبی اروپا خط زد و این کتاب را توهینی به جامعه کاتولیک شمرد.

ژوزه ساراماگو

خودتبعیدی

پس‌ازاین اتفاق تصمیم گرفت با همسرش به جزیره آتش‌فشانی لانزاروته در جزایر قناری برود و تا آخر عمر نیز در آنجا ماند.

دریافت جایزه نوبل

ژوزه ساراماگو در سال 1998 به دلیل انتشار آثار بسیار و فوق‌العاده‌اش توانست برنده جایزه نوبل ادبیات شود. در هنگام دریافت جایزه، این نویسنده را این‌چنین توصیف کردند: «او با تمثیلاتی از تخیل، مهربانی، طعنه و تحمل باعث می‌شود بتوانیم واقعیت را بفهمیم»

تولید فیلم از روی داستان‌ها

در سال 2004 با کارگردانی دنیس ویلنیو، «فیلم دشمنی» با استفاده از داستان کتاب همزاد ساخته شد.

همچنین با بهره‌گیری از رمان «کوری» این نویسنده، فیلم سینمایی کوری با بازیگری مارک رافلو ساخته شد که بازتاب زیادی داشت.

مرگ ناگهانی و درگذشت

ساراماگو که از بیماری سرطان خون رنج می‌برد، سرانجام در ۱۸ ژوئن ۲۰۱۰ درحالی‌که 87 سال سن داشت تسلیم این بیماری شد. مرگ ناگهانی او باعث شد پزشکانش تعجب کنند زیرا آن‌ها عقیده داشتند که ساراماگو می‌تواند این مرحله از بیماری را نیز پشت سر بگذارد!

در مراسم تشییع‌جنازه او بیش از 20000 نفر حاضر بودند و

پس از سوزاندن جسدش خاکسترش را در بنیاد ساراماگو دفن کردند.

طبق گفته خانواده‌اش در یک صبح جمعه و هنگامی‌که داشت صبحانه می‌خورد

پس از صحبت با اطرافیان خندید و بعد مُرد.

این نویسنده تقریباً تا زمان مرگش مشغول نوشتن بود و هرگز از این کار دست برنداشت؛

در سال 2011 و پس از مرگش نیز کتاب Claraboia منتشر شد.

یک سال قبل از مرگش به بیماری پنومونی گرفتار شد که به نظر می‌آمد درمان شده باشد. او حتی قصد داشت در اوت 2010 در جشنواره بین‌المللی کتاب ادینبورگ به سخرانی بپردازد که زمان مرگش فرارسید.

بهترین کتاب‌های ژوزه ساراماگو کدام اند؟

این نویسنده صاحب سبک، رمان‌های بسیاری دارد که هرکدام از آن‌ها ارزش حداقل یک‌بار مطالعه رادارند؛

اما در زیر و برای صرفه‌جویی در وقت شما، قصد داریم بهترین کتاب‌های ژوزه ساراماگو را معرفی کنیم.

1 – کوری

یکی از مهم‌ترین دلایل دریافت جایزه نوبل ادبیات در سال 1988 توسط این نویسنده، انتشار رمان فوق‌العاده کوری بود.

داستان این کتاب راجع به یک بیماری مسری است که

هرکسی را مبتلا کند، بلافاصله کور می‌شود و چیزی جز سفیدی نمی‌بیند.

همه‌چیز با ابتلای یک راننده تاکسی به این بیماری شروع‌شده و ناگهان کور می‌شود؛

پس از ابتلا هیچ‌کس در تاریکی فرو نمی‌رود بلکه انگار چیزی سفید جلوی دید او را گرفته است.

به‌مرور افراد بیشتری به این بیماری گرفتار می‌شوند و

مردم برای زنده ماندن هر کاری می‌کنند و اخلاقیات و انسانیت کاملاً از بین می‌رود.

در بخشی از کتاب می‌خوانیم: «چرا ما کور شدیم، نمی‌دانم شاید روزی بفهمیم. می‌خواهی عقیده مرا بدانی؟ بله، بگو، فکر نمی‌کنم ما کور شدیم، فکر می‌کنم ما کور هستیم. کور، اما بینا؛ کورهایی که می‌توانند ببینند، اما نمی‌بینند»

بهترین کتاب های ژوزه ساراماگو

2 – سال‌مرگ ریکاردو ریش

داستان این کتاب راجع به ریکاردو ریش، پزشکی که پس از 16 سال مطالعه و تحقیق

درزمینهٔ پزشکی به شهر خود (لیسبون) برگشته و آرزوی داشتن زنی زیبا و اشرافی را دارد، اما

در حال حاضر با زنی بانام لیدا ارتباط عاشقانه دارد.

نویسنده در این کتاب به‌صورت پیچیده‌ای راجع به هنر، حقیقت، شعر، فلسفه، سرنوشت و

عشق بین شخصیت‌های داستان صحبت می‌کند و ما را به دنیایی دیگر می‌برد.

بهترین کتاب های ژوزه ساراماگو

3 – بالتازار و بلموندا

یکی دیگر از بهترین کتاب‌های ژوزه ساراماگو، بالتازار و بلموندا است که

به روایت عشق بین دو جوان در دوره‌ای که فقر، طاعون و تفتیش عقاید همه‌جا را فراگرفته می‌پردازد.

در یک‌طرف داستان پادشاه پنجم پرتغال (دون ژوان) حضور دارد که

شب‌ها را به باردار کردن راهبگان و روزها را باهم صحبتی با اشرافیان می‌گذراند.

بهترین کتاب های ژوزه ساراماگو

جمع‌بندی

ژوزه ساراماگو یکی از بهترین نویسنده‌های پرتغالی در عصر حال حاضر است که

با آثاری بی‌نظیر مثل «کوری» به جایزه نوبل دست‌یافته و

با کتاب جنجال‌برانگیز «انجیل به روایت عیسی مسیح» توانست به شهرت جهانی دست یابد.

در این مقاله سعی کردیم به‌صورت کامل داستان زندگی این نویسنده+ بهترین کتاب‌های او را برایتان شرح داده و معرفی نماییم.

نظر شما چیست؟ کدام اثر این نویسنده را خوانده و دوست داشته‌اید؟ حتماً در کامنت‌ها نظرتان را بنویسید.

No comment

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *